|
|
روزی روزگاری، ناوبری بر روی یك كشتی تجاری خدمت می كرد. وظیفه این ناوبر ارائه اطلاعات لازم به كاپیتان بود تا او بداند موقعیت كشتی كجا بوده است و در حال حاضر كجاست تا بتواند كشتی را در مسیر صحیح و به دور از خطرات هدایت كند. این ناوبر برای انجام وظیفه خود از یك سری ابزار جهت یابی تخصصی استفاده می كرد كه بدون آن امكان مكان یابی و مسیر یابی، برای او غیر ممكن بود.
یك روز این ناوبر متوجه شد كه یكی از این ابزارها به درستی عمل نمی كند و در نتیجه، مدتی است اطلاعات ناوبری غلطی را در اختیار كاپیتان برای تصمیم گیری جهت هدایت كشتی قرار می دهد. هیچكس جز ناوبر كشتی از این ایراد مطلع نبود. او نیز تصمیم گرفت كاپیتان رااز این ایراد باخبر نسازد. او می ترسید كه كاپیتان او را به دلیل عدم شناسایی به موقع مشكل مواخذه كند و او را مجبور سازد راهكاری برای ارائه گزارشات دقیقتر از موقعیت كشتی در اختیار او قرار دهد. انجام این كار، نیاز به تلاش فراوانی از سوی ناوبر داشت. به همین دلیل ناوبر قصه ما همواره كنار یك قایق نجات می خوابید تا در صورتیكه اطلاعات غلط او منجر به حادثه شد با دیگران غرق نشود. سرانجام، كشتی به صخره ای اصابت كرد كه كاپیتان تصور می كرد كیلومترها از آنها فاصله داشته باشد. كشتی غرق شد، كالاها در آب فرو رفت و بسیاری از خدمه كشتی نیز جان خود را از دست دادند. اما ناوبر قصه ما با قایق نجات، خود را از غرق شدن نجات داد و پس از مدتی به عنوان ناوبر یك كشتی دیگر مشغول به كار شد.
قرن ها بعد، حسابداری در یك شركت بزرگ مشغول به كار شد. وظیفه این حسابدار مدیریت، ارائه اطلاعات در مورد عملكرد گذشته شركت، وضعیت مالی كنونی شركت و عواقب احتمالی تصمیمات مدیران شركت بود. این حسابدار مدیریت برای انجام وظیفه خود از یك سیستم حسابداری قیمت تمام شده استفاده می كرد. در صورتیكه این سیستم، گزارشات قیمت تمام شده درستی تولید نمی كرد، حسابداری مدیریت نمی توانست اطلاعات دقیق مربوط به قیمت تمام شده را در اختیار مدیران شركت قرار دهد.
یكی از روزها، این حسابدار مدیریت متوجه شد كه مبنای محاسبات این سیستم قیمت تمام شده دقیق نمی باشد و بدرستی وضعیت اقتصادی شركت را نشان نمی دهد. ورودی اطلاعات هزینه ای درست، اما گزارشات صادره از آن اشتباه بود؛ در نتیجه اطلاعات گزارش شده در مورد وضعیت موجود و جهت گیری برای آینده كه به مدیر عامل شركت برای اتخاذ تصمیمات استراتژیك ارائه می گردید نیز اشتباه بود. هیچكس جز حسابدار مدیریت از وجود این ایراد اطلاعی نداشت. او تصمیم گرفت مدیرعامل را از این ایراد مطلع نسازد چونكه بی تردید او را مواخذه می كرد كه چرا این ایراد را زودتر شناسایی نكرده است. همچنین او را ملزم می ساخت یك سیستم قیمت تمام شده دقیقتری را طراحی و مستقر نماید كه كار بسیار دشوار و انرژی بری بود.
بنابراین، حسابدار مدیریت قصه ما همواره ارتباطات خود را با همكاران خود حفظ می كرد تا در روز مبادا كه نیاز به یافتن موقعیت شغلی جدید دارد، از آنان استفاده كند. پس از مدتی این شركت به دلیل اتخاذ تصمیمات غلط در ارتباط با قیمت گذاری محصولات و خدمات، سرمایه گزاری و دیگر تصمیمات اشتباه، ورشكسته شد. صاحبان شركت سرمایه خود را از دست دادند، موسسات مالی و بانك های وام دهنده متضرر شدند و بسیاری از كاركنان خوب و لایق شركت نیز بیكار شدند. اما حسابدار مدیریت قصه ما به راحتی در یك شركت جدید كار خود را آغاز كرد.
هدف از طرح این دوقصه، بیان جایگاه كلیدی و ارزش آفرین مدیران مالی در سازمان های امروزی است. فضای بسیار پیچیده و متغیر تصمیم گیری، افزایش روز افزون رقابت و انتظارات مشتریان, خدمت گیرندگان، صاحبان سهام و دیگر ذینفعان، كمبود منابع، بروز بحران های اقتصادی و مالی، محدودیت های زیست محیطی، مسوولیت های اجتماعی و ... دست به دست هم داده اند تا فرصت هرگونه اشتباه و خطا را از سازمان های امروزی در هر سطح و اندازه چه در بخش خصوصی و چه دولتی سلب نمایند. به همین دلیل سازمان ها به سوی راه حل هایی حركت می كنند كه دارای ویژگی های زیر باشد:
•ایجاد نمای جامعی از عملكرد گذشته، حال و آینده سازمان
•ارتقای توان پیش بینی عملكرد سازمان در آینده
•ارتقای توان پیش بینی منابع مورد نیاز سازمان برای تامین نیاز آینده
•امكان تخصیص منابع مالی سازمان به اهداف از پیش تعیین شده را فراهم آورد(بودجه ریزی عملیاتی)ایجاد نمای جامعی از مدل هزینه ای سازمان تا سازمان امكان ردیابی هزینه های خود را داشته باشد
•ارتقای توان كنترل و مدیریت استراتژیك هزینه های سازمان
•ارتقای توان كنترل و مدیریت استراتژیك عملكرد سازمان
•ارتقای سطح یادگیری سازمان نسبت به پیامدها و عواقب تصمیمات خود
همانگونه كه ملاحظه می شود، امروزه پرداختن به ابزارها و رویكردهای اثربخش و آینده نگر برای پیش بینی عملكرد آینده سازمان و پیش بینی منابع مورد نیاز در قبال دستیابی به این عملكرد، بسیار حیاتی و ضروری است. یكی از حیاتی ترین این ابزار "حسابداری مدیریت" در مقابل ابزار رایج "حسابداری مالی" است.
حسابداری مالی ابزاری برای تولید گزارشات خارج سازمانی به حسابرسان، صاحبان سهام, بانك ها و سازمان های نظارتی دولتی و غیر دولتی خارج سازمانی می باشد. تولید اینگونه گزارشات الزامی است و ارائه آن پیرو مقررات و قوانین خاص مالی ملی و بین المللی است. از منظر بین المللی، حسابداری مالی در اغلب كشورها از اصول عمومی پذیرفته شده حسابداری تبعیت می كند. برخی به مزاح این اصول را تله مدیران می نامند، چراكه اعداد وارقام تولید شده در حسابداری مالی می تواند سازمان را از پرداختن به ارقام مهمتری كه به مدیران در اتخاذ تصمیمات بهتر برای مدیریت هزینه ها, افزایش سودآوری و مدیریت عملكرد یاری می رساند باز دارد. این ارقام تصمیم ساز در حسابداری مدیریت تولید می شوند.
حسابداری مدیریت برای استفاده داخلی مدیران برای تصمیم گیری بهتر مورد استفاده قرار می گیرد. اگر مدیری از مقررات حسابداری مالی تخطی كند سرنوشت خود را به خطر می اندازد، اما اگر از ابزار حسابداری مدیریت استفاده نكند، سرنوشت سازمان خود را به مخاطره خواهد انداخت. این خطر بویژه هنگامی كه سازمان ها با كمبود بودجه و منابع مالی مواجهند و در فضای رقابت قرار دارند جدی تر می شود و لزوم استفاده از حسابداری مدیریت بیشتر می شود.
|
|