به گفته آقایان كاپلان و نورتون (مبدعان كارت امتیازی متوازن)، كلید اجرای موفقیت آمیز استراتژی در سازمان این است كه افراد سازمان آن را فهمیده و درك نمایند كه این موضوع خود شامل ایجاد فرآیندهایی پیچیده ولی در عین حال بسیار حیاتی بوده كه طی آنها سرمایههای نامشهود به خروجیهای ملموس و مشهود تبدیل میشوند. در این میان نقشه استراتژی ابزاری مفید و مناسب برای به تصویر كشیدن این كار دشوار میباشد. به عبارت دیگر نقشه استراتژی ابزاری است كه میان استراتژی مورد نظر سازمان و میان فرآیندها و سیستمهای كه به پیادهسازی استراتژی كمك میكنند، ارتباط برقرار میكند. این ابزار به كاركنان سازمان یك نگاه مستقیم و روشن میدهد تا بدانند چگونه مشاغل و فعالیتهای ایشان (در نهایت) به اهداف جامع سازمان متصل شده، و ایشان را در جهت انجام كارهایشان هماهنگ میكند.
در واقع شالوده و مبنای كارت امتیازی متوازن را نقشه استراتژی تشكیل می دهد كه به گفته كاپلان و نورتون، پیاده سازی موفقیت آمیز كارت امتیازی متوازن مبتنی بر آن است یعنی ترسیم دقیق روابط علی- معلولی بین اهداف استراتژیك سازمان در چهار منظر مالی، مشتری، فرآیند داخلی و رشد و یادگیری.
نقشه استراتژی ابزاری است كه میان استراتژی مورد نظر سازمان و فرآیندها و سیستمهایی كه به پیادهسازی استراتژی كمك میكنند، ارتباط برقرار می نماید. این ابزار به كاركنان سازمان یك نگاه مستقیم و روشن میدهد تا بدانند چگونه فعالیتهایشان به اهداف جامع سازمان متصل شده، و آنها را در جهت انجام هرچه بهتر اقداماتشان هماهنگ میكند.
به اعتقاد مبدعان كارت امتیازی متوازن بهترین راه ترسیم نقشه استراتژی استفاده از رویكرد بالا به پایین می باشد. این رویكرد با بررسی هدف و مقصد سازمان آغاز شده و به ترسیم راههای دستیابی به مقصد مورد نظر می پردازد.دراین راستا مدیران ارشد سازمان باید ابتدا به بررسی بیانیه ماموریت و ارزشهای محوری بپردازند (چرا این سازمان وجود دارد و این مجموعه به چه چیزی معتقد است). سپس مدیران با در دست داشتن این اطلاعات میتوانند اقدام به تدوین چشمانداز، یا همان چیزی كه سازمان میخواهد در راستای فلسفه وجودی خود باشد، نمایند. این چشمانداز باید تصویر روشنی از هدف كلی سازمان را به تصویر كشد.
همانند كارت امتیازی متوازن، نقشه استراتژی نیز هم برای شركتهای انتفاعی مفید بوده و هم برای سازمانهای دولتی و غیرانتفاعی كاربرد دارد و از آنجا كه منظرهای چهارگانه آن با توجه به زمینه فعالیت سازمان مورد نظر قابلیت تغییر (كاهش/افزایش) دارد، لذا میتوان برای سازمانهای غیرانتفاعی منظر مشتری را به عنوان منظر نخستین در نظر گرفت.از این رو برای تدوین نقشه استراتژی یك الگوی استاندارد وجود داشته كه این الگو همانند كارت امتیازی متوازن دارای چهار منظر مجزای مالی، مشتری، فرآیندهای داخلی و منظر یادگیری و رشد می باشد. لذا مدیران هر سازمان میتوانند پس از مرحله تدوین استراتژی، با توجه به ماهیت و زمینه سازمان خود، نقشه متناسب با سازمانشان را ترسیم نمایند.